بردیا کوچولو
هفته پیش عمو حیدر اینا(دوست بابایی وخانومش) اومدن خونمون ![]()
برای اولین بار بود که با پسرشون(بردیا) اومدن خونمون ![]()
بردیا کوچولو اولش همش خواب بود بعد که بیدار شد آروم و بیصدا فقط سقف رو نگاه میکرد
از اونجایی که ما خیلی آروم بودن تو رو رو به یاد نداریم خیلی دلم میسوخت که اینقدر آرومه
اما آخر شب تلافی کرد
فکر کنم دلش درد میکرد ![]()
اینم یه عکس از آقا بردیا ![]()

خیلی سعی کردم با هم ازتون عکس بندازم اما اجازه ندادی و پشت میکردی دوربین ![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بردیا کوچولو
